باراك اوباما رييسجمهوري بعدي ايالات متحده آمريكا خواهد بود


پيروزي شعار «تغيير» در آمريكا
تحليل اكونوميست از
پيروزي تاريخي اوباما
سهشنبه شب، نامزد دموكرات رياستجمهوري آمريكا همه فرضياتي را كه به مدت نيمي از يك نسل بر سياست آمريكا حاكم بود، كنار زد. يك سياستمدار جذاب و براي بسياري الهامبخش در ماه ژانويه مسند رياستجمهوري آمريكا را از كممحبوبترين رييسجمهوري عصر نوين خواهد گرفت.
وقتي اوباما در سال 2004 سخنرانياي را كه منجر به شهرتش شد ايراد كرد، از ايالتهاي سرخ و آبي سخن به ميان آورد. اما در آن زمان به هيچ وجه اين احتمال وجود نداشت او كسي باشد كه بين اين دو دستگي پل بزند. اما ابعاد پيروزي او در اين انتخابات بسيار بزرگ است. او حداقل 333راي كالج الكتورال را به دست آورد و در آراي مردم نيز پيروز است. ايالت نيوهمپشاير كه جانمككين به خاطر پيروزيهايش در رقابتهاي سالهاي 2000 و 2008 عاشق آن بود، به اوباما پيوست. پنسيلوانيا هم ايالت مهمي بود كه مككين در آن آخرين استراتژي خود را به كار بست و اميدوار بود نگرانيهاي اقتصادي و شخصي را درباره اوباما ايجاد كند و آن ايالت را از اوباما بگيرد و شكستهايش را در ايالتهاي ديگر با آن جبران كند، اما اين استراتژي مككين كار نكرد. اوهايو نيز ايالتي است كه از زمان لينكلن تاكنون به همه نامزدهاي جمهوريخواه برنده كاخ سفيد راي داد. اما وقتي اين ايالت هم به سمت اوباما رفت، در واقع جريان انتخابات پايان يافت. ساير ايالتهايي كه پيش از اين جمهوريخواه بودند، از جمله آيووا و نيومكزيكو هم تا حدودي به اوباما گرويدند.
سرانجام فلوريدا نيز به نفع اوباما راي داد و پيروزي بلامنازعي را براي وي رقم زد.
به نظر ميرسد موضوع اقتصاد در پيروزي اوباما حياتي بود. جورج بوش دور دوم رياستجمهوري خود را در سال 2004 با تاكيد بر موضوع «خدا، همجنسگرايان و اسلحه» پيروز شد. هيلاري كلينتون در برابر اوباما توانست توسط گروهي قد علم كند كه اصطلاحا «دموكراتهاي ريگاني» ناميده ميشوند و افرادي هستند كه به لحاظ اقتصادي تحت فشار اما به لحاظ اجتماعي محافظهكارند. از جمله آنها ميتوان به بسياري از افراد ساكن اوهايو و پنسيلوانيا اشاره كرد.
اين مساله باعث شد اوباما به عنوان فردي دور از دسترس و از نخبگان به تصوير درآيد. اما در روز انتخابات هفته جاري اوباما قادر بود تا چنين حامياني را نيز جذب خود كند. اما اغلب جمهوريخواهان تلاش كردند رايدهندگان را از رابطه قديمي او با كشيش ضدآمريكايياش بترسانند و او را به تروريستهاي دهه 60 منتسب كنند. اما واقعيت اين است كه رايدهندگان بيشتر نگران اوضاع كيفپولهاي خود بودند.
اوباما كنگرهاي صميمي را در اختيار خواهد داشت. در خانه نمايندگان دموكراتها اكثريت را به دست گرفتهاند. حتي بسياري از جمهوريخواهان مهم هم در سنا شكست خوردهاند كه از جمله آنها ميتوان به نامهايي چون اليزابت دال در كاروليناي شمالي، جان سانونو در نيوهمپشاير و جيم گيلمور در ويرجينيا اشاره كرد. اما احتمال كمي وجود دارد كه دموكراتها 60 كرسي سنا را اشغال كنند. اما اين رقمي است كه براي شكست جمهوريخواهان لازم است. ميچ مككانل، رهبر اقليتهاي جمهوريخواه سنا به تازگي در رقابت سختي در ايالت كنتاكي توانست كرسي خود را كسب كند. واقعيت اين است كه آمريكا چرخش بزرگي به سمت چپ آمريكايي ندارد. اوباما بهخصوص با اكثريت دموكرات خود در كنگره، بايد بتواند انتظارات را به دقت مديريت كند. دموكراتها خواستار حركتهاي بزرگ به چپ هستند.
اما اوباما ميداند كه بيل كلينتون به اين دليل اكثريت كنگره خود را پس از دو سال از دست داد كه در آن جهت بيش از حد پيش رفته بود.
به هر حال انتخابات پايان پذيرفته است و آمريكا كه نشان زشتي از هنگام تولد به نام بردهداري بر تن دارد، اولين رييسجمهوري سياهپوست خود را انتخاب كرده است. اين دستاوردي شايان توجه و تاريخي است.
باراك حسين اوباما در چهار اوت سال 1961 در جزيرههاوايي متولد شد. پدرش سنيور باراك اوباما كه در روستاي كوچكي در كنيا ديده به جهان گشوده بود، در همين روستا به همراه پدر خود كه چوپاني ميكرد و برده انگليسيها بود روزگار ميگذراند.
«آن دانهم» مادر باراك كه سفيدپوست و اصالتا آمريكايي بود، در شهر كوچك كانزاس بزرگ شده بود. پدرش در دوران بحران اقتصادي سال 1929 به كار سخت و مشقت بار در سكوهاي حفاري و استخراج نفت مشغول بود. پدر «آن» (پدربزرگ باراك اوباما) پس از حمله هوايي غافلگيرانه نيروهاي ژاپني به پرلهاربر براي خدمت در جنگ جهاني دوم ثبتنام كرد و در همين برهه زماني بود كه در يونيفورم ارتش آمريكا به اقصي نقاط اروپا سفر كرد. مادر باراك در خط توليد بمب در كارخانه بمبسازي مشغول به كار شد و با پايان يافتن جنگ دوم جهاني به همراه پدر خود در كالجهاي جي.آي.بيل (G I.Bill) كه به منظور حمايت از كهنه سربازان بازگشته از جنگ و كمك به خانوادههايشان تاسيس شده بود و امكاناتي نظير مسكن و ساير خدمات اجتماعي را در اختيار آنان قرار ميداد، به تحصيل پرداخت.
مادر باراك به همراه پدر خود توانستند از طريق برنامه فدرال مسكن كه توسط دولت آمريكا ارائه شده بود، خانهدار شده و بههاوايي نقل مكان كنند. در اين زمان بود كه پدر اوباما در كنيا موفق شده بود از دانشگاهي درهاوايي بورسيه دريافت كند و اين موفقيت تحصيلي در واقع پاياني بود بر همه روزها و سالهايي كه با پدر خود در ناشناختهترين روستاهاي كنيا به چوپاني مشغول بود و اكنون ميتوانست براي ادامه تحصيلات وارد دانشگاهي درهاوايي شود. «آن» (مادر باراك) در اين شهر با پدر باراك آشنا شد و اين آشنايي به ازدواج كشيده شد.
سفر به آمريكا
اما اين ازدواج دوامي نداشت و «آن» و همسرش وقتي باراك تنها دو سال سن داشت، از يكديگر جدا شدند. پدر باراك اما لحظهاي از روياهاي خود دست نكشيد و تحصيلاتش را در سطح دكتراي تخصصي در دانشگاههاروارد ادامه داد و سپس به زادگاهش كنيا بازگشت. باراك مدتي را در خانه مادرش درهاوايي سپري كرد. مادر باراك پس از مدتي مجددا ازدواج كرد و به همراه شوهر جديدش كه يك دانشجوي اندونزيايي بود در سال 1967 به جاكارتا سفر كرد. باراك در پايتخت اندونزي به مدرسه رفت و در سن 10سالگي براي زندگي با پدربزرگ مادرياش عازمهاوايي شد.
باراك سياهپوست اگر چه توانست به عنوان دانشآموز ممتاز دوران تحصيلات متوسطه را به پايان برساند، اما در كالج محل تحصيلش تنها سه سياهپوست بودند كه او يكي از آنان بود و به گفته خود در اين برهه براي نخستين بار به عنوان يك آمريكايي آفريقايي تبار طعم تلخ تبعيض نژادي را چشيد. باراك دوران سخت تثبيت هويتش را در بطن چنين جامعهاي فرا روي خود داشت.
باراك كه جهد و جد پدرش را براي دستيابي به درجات عالي تحصيلي و پيمودن مدارجترقي با گوشت و استخوان حس كرده بود، موانع و مشكلات نژادي را در هم كوبيد و در سال 1983 در رشته علوم سياسي از دانشگاه كلمبيا فارغالتحصيل شد.
دوران تحصيل
زبانههاي آتش جاهطلبي و پيشرفت در باراك جوان هرگز فروكش نكرد. او كه آموزهها و تعليمات مادرش يعني اهميت خدمت به كشور و احساس يكدلي و يكرنگي را به خاطر داشت، به عنوان گرداننده وارد گروهي تقريبا مذهبي شد كه هدف و برنامه آن بهبود وضعيت معيشتي در مناطق حومهاي و عمدتا فقيرنشيني بود كه به سبب افزايش جرم و جنايت و بيكاري عملا فلج شده بودند.
اين گروه به موفقيتها و پيشرفتهايي نائل شد، اما باراك كمكم به اين نتيجه رسيد كه اگر به راستي روياي بهبود وضعيت معيشتي و ارتقاي سطح كيفي زندگي مردم را در سر ميپروراند، بايد كه اصلاحات را نه از سطح محلي و منطقهاي بلكه در مقياس ملي و با اصلاح قوانين و ايجاد برخي اصلاحات سياسي آغاز و پيگيري كند، بنابراين به دانشگاه هاروارد
رفت و در سال 1991 مدرك دكتراي حقوق را از اين دانشگاه دريافت كرد.
وي همچنين نخستين آمريكايي سياهپوستي بود كه توانست به مقام رياست انجمن عالي حقوق دانشگاه هاروارد منصوب شود. باراك حسين اوباما سپس به شيكاگو رفت تا ضمن وكالت به تدريس حقوق و مباني قانون اساسي بپردازد. موفقيتهاي اوباماي جوان و جوياي نام، راه را براي وي جهت كسب نمايندگي حزب دموكرات در سناي آمريكا هموارتر كرد و سرانجام موفق شد كرسي نمايندگي سنا از ايالت ايلينويز را تصاحب كند.
رشد و پرورش يافتن در نقاط مختلف در ميان انسانهايي با عقايد و باورهاي گاه متضاد و گوناگون، بزرگترين و ارزشمندترين تجربه زندگي باراك اوباما بود و همين مزيت به اوديسه سياسي اين جوان سياهپوست روح و جان تازهاي بخشيد. در بحبوحه مناقشات حزبي مجادلات سياسي و بحرانهاي مالي و معيشتي دنياي امروز، اوباما همچنان از اين قابليت و استعداد برخوردار ميباشد كه نگاه مردم از طيفهاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي مختلف را به سوي يك هدف سياسي و اجتماعي مشخص معطوف سازد. هدفي كه حلوفصل مشكلات و چالشهاي فرا روي مردم آمريكا را بر نيات و مقاصد سياسي و معيارهاي جناحي و حزبي ارجحتر ميداند.
وي همواره پيش قراول تلاشها براي ايجاد اصلاحات در نظام سياسي و دولت حاكم بوش بوده و به عنوان عضو كميته رسيدگي به امور كهنه سربازان ارتش آمريكا در زمينه مراقبتهاي بهداشتي و درماني اقدامات زيادي را صورت داده است. باراك اوباما و همسرش ميشل، داراي دو فرزند هشت ساله و 9 ساله هستند.
باراك اوباما 47 سال سن و يك متر و 87 سانتي متر قد دارد. وي سناتور جو بايدن كه از چهرههاي برجسته حزب دموكرات در حوزه سياست خارجي است را به عنوان معاون خود برگزيده است.
................................................................................................................

Democratic Senator Barack Obama has launched his presidential campaign with a speech in which he pledged to "build a more hopeful America".
He began his official campaign with a call for the Iraq war to end, saying US troops must withdraw by March 2008.
Mr Obama, 45, is considered by many to be the first African-American candidate with a realistic chance of winning.
He, along with Senator Hillary Clinton, is leading the race for the Democratic Party's nomination for the 2008 vote.
A large crowd of supporters braved the sub-zero temperatures in Springfield, Illinois to watch Mr Obama make his announcement
He spoke to the crowd of his working life in the state over the last 20 years, first as a community worker, then as a civil rights lawyer and finally as a US senator.
He said it was the lessons learnt watching the daily struggles many faced that had ignited in him a desire for change.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر